ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
17
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
و اسلام هستيد با پارهيى از مستمرى و كمك هزينه فرا مى خوانم و از گرد من پراكنده مىشويد » . ابن ابى الحديد مى گويد : اگر بگويى چگونه على عليه السلام فرموده است معاويه به سپاه خود چيزى نمى داده و آن حضرت به سپاهيان خود مستمرى مى داده است و حال آنكه مشهور آن است كه معاويه به ياران خود اموال فراوان مى بخشيده ، در پاسخ مى گويم : معاويه به لشكريان خود چيزى به عنوان مستمرى و كمك هزينه نمى داده است بلكه به سالارهاى قبيلههاى يمنى و ساكنان شام اموال گران و فراوان مى بخشيده است و بدان وسيله آنان را به بردگى خويش در مى آورده است و آن سالارها پيروان خود را از ميان اعراب فرا مى خواندهاند و آنان از سالارهاى خود اطاعت مى كردهاند . برخى از ايشان به سبب حميت و تعصب قبيله و برخى به پاس نعمتها و آشناييها از سالارها فرمان مى بردهاند . گروهى هم به پندار ياوه خود به پاس دين و براى طلب خون عثمان از آنان اطاعت مى كردند ، و به اين پيروان هيچ چيز كم و بيشى از عطاهاى معاويه نمى رسيد . اما امير المومنين عليه السلام ميان همه سالارها و پيروان اموالى به عنوان مستمرى تقسيم مى كرد و به همه مساوى مى پرداخت و براى هيچ شريفى افزون بر آن نمى پرداخت و به اين كار عقيده نداشت و بدين گونه كسانى كه از يارى دادن او خوددارى مى كردند بيشتر از كسانى بودند كه او را يارى مى دادند و فرمانش را به كار مى بستند زيرا گروهى از ياران على ( ع ) كه در زمره سالارها و اشراف بودند از اينكه آن حضرت مستمرى را ميان آنان و پيروان ايشان و مردم عادى يكسان تقسيم مىكند در باطن دلگير بودند و نهانى از يارى دادن على ( ع ) جلوگيرى مى كردند هر چند تظاهر به يارى دادن او مى كردند . پيروان اين سالارها همين كه احساس مى كردند آنان تمايلى به يارى دادن ندارند از نصرت خوددارى مى كردند و بدين گونه على ( ع ) از مستمرى و حقوقى كه به افراد مى پرداخت بهرهايى نمى برد زيرا امكان نداشت كه پيروان و افراد عادى در حالى كه سالارهاى ايشان از نصرت خوددارى مى كردند على ( ع ) را يارى دهند و بدين گونه آنچه به ايشان مى داد تباه مى شد . اگر بگويى چه فرقى ميان معونه و عطاء است مى گويم : پرداخت معونه - كمك هزينه - به سپاهيان مبلغى اندك بوده كه براى اصلاح و مرمت اسلحه و